داستان شماره 126:عروسی که عیب نداشته باشد
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
سلام بعد از مدت ها برگشتم به داستان بذارمجوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو پرداخت، دختری را پیدا کرد و به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت سعادت شما را در زندگی فراهم خواهد کرد.جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه استپیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار ...
داستان شماره 125:دروغگو و فرشته ها(بسیار جالب)
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
فرد دروغگویی می میرد و به جهان آخرت می رود.در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود.از یکی از فرشتگان می پرسد: «این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟» فرشته پاسخ می دهد: «این ساعت ها ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت د...
داستان شماره 124:آسانسور
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
روزی ، یک پدر روستایی با پسر پانزده اش وارد یک مرکز تجاری می شوند. پسر متوّجه دو دیوار براق نقره*ای رنگ می شود که به شکل کشویی از هم جدا شدند و دو باره به هم چسبیدند، از پدر می پرسد: این چیست ؟پدر که تا به حال در عمرش آسانسور ندیده می گوید:پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیده ام، و نمی دانم .در همین موق...
داستان شماره 123:مترو
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
مترو درون شهری ساعت ۷ صبح همه خوابن و آویزونن به دستگیره ها. یه پسره تو ایستگاه ازادی خودش رو چپوند تو گفت خواهرا برادرا واسه اجاره خونمون پول کم آوردم بابام مریضه ۱۷۵۰۰ تومان لازم دارم. یه پیرمرد یه ۲۰۰ تومنی بهش داد! گفت : خواهرا برادرا واسه اجاره خونمون پول کم آاوردم بابام مریضه ۱۷۳۰۰ تومان لازم ...
داستان شماره 122:سه اتاق در جهنم (داستان طنز)
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
مردی مرد و به جهنم رفت. دیو جهنم او در محل ورود دید و گفت: اینجا سه اتاق وجود دارد. شما می*توانید هر کدام را که می*خواهید انتخاب کنید و تا ابد در آن زندگی کنید.دیو او را به اتاق اول برد جایی که مردم در آن جا از مچ دست آویزان بودند و آشکار در عذاب بودند.دیو او را به اتاق دوم برد جایی که مردم در حال ک...
داستان شماره 121:زشت ترین دختر کلاس
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید: میدونی ...
داستان شماره 120:میمون ها و کلاه فروش
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست! بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون...
داستان شماره 119:آیینه و شیشه
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ... عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟ گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد. بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟ گفت: خودم را می بینم ! عارف...
داستان شماره 118:از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ... پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا می...
داستان شماره 117:قضاوت
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد , او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد.او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟ ...
داستان شماره 116:از فرصت ها استفاده کنید! – داستان خنده دار
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:21
مردی با اسلحه وارد یک بانک شد و تقاضای پول کرد.وقتی پولهارا دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید : آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟مرد پاسخ داد : بله قربان من دیدم.سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت.او مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنه...
داستان من و دخترخاله مهسا
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:20
داستان من و دخترخاله مهسا یه روز غروب تو شرکت نشسته بودم که تلفنم زنگ خورد ،برداشتم دیدم دخترخاله مهسا هست،به محض اینکه جواب دادم ،بدون اینکه حتی یه احوالپرسی بکنه ،گفت ،آب دستته بذار زمین و بدو بیا خونمون ،بعدشم قطع کرد،نمیدونستم چه خبرشده ،اما چون از بچگی باهم بزرگ شدیم و خیلی برام عزیزه ،همیشه هو...
طرح های زیبا و باکیفیت پوستر و بنر ولادت حضرت علی (ع)و روز پدر
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:20
طرح های زیبا و باکیفیت پوستر و بنر ولادت حضرت علی (ع)و روز پدر و روز مرد
خانم دندانپزشک همه دندانهای نامزد سابقش را به خاطر خیانت کشید!+عکس
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:20
خانم دندانپزشک همه دندانهای نامزد سابقش را به خاطر خیانتی که به وی کرده بود کشید. یک خانم دندانپزشک زمانی که فهمید نامزدش به او خیانت کرده و به خاطر زن دیگری وی را رها کرده است همه دندانهای او را کشید و دوست دختر تازه این مرد هم او را به خاطر بی دندانی رها کرد. آنا مکواک ۳۴ ساله به خاطر کشیدن همه دن...
پیامک(اس ام اس) روز جمهوری اسلامی ایران
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:20
جمهوری اسلامی، تبلور اتحاد و ایمان، روز به ثمر نشستن نهال اراده و ایستادگی، روز آفتابی استقلال، مبارک باد! *********
طرح های زیبای بنر روز جمهوری اسلامی
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:20
تفاوت زن ایرانی قدیم با زن ایرانی جدید!(طنز)
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:20
این مطلب فقط جنبه طنزگونه دارد ، ولاغیر !لطفا به خانوما بر نخوره !
تصاویر زیبا بمناسبت عید نوروز
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:20
سال نو مبارک
1500 فحاش از ناجا اخراج شدند
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:20
احمدی مقدم خاطرنشان کرد: با توجه به تنگ تر شدن حلقه نظارتی به چنین موضوعاتی در ابتدا سالانه 2هزار و 500 نفر از سازمان اخراج می شدند و این آمار در سال گذشته به یکهزار و 500 نفر رسیده است و در برنامه پنجم این آمار کاهش خواهد یافت و اگر مسئولی در این رابطه مسئولیت خود را انجام نداده باشد برکنار می شود ...
داستان جالب "زن نژاد پرست"
-
تاریخ: 1391/9/7 ساعت: 22:20
این ماجرا در خط هوایی TAM اتفاق افتاد.یک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلی اش رسید و دید مسافر کنارش یک مرد ساهپوست است با لحن عصبانی مهماندار پرواز را صدا کرد...